مرگ فاطمه الزهرا

مرگ فاطمه الزهرا

ديدگاه سنّي

به گفته عبدالعزيز نعماني روحاني اهل سنت، «نخستين كسي كه به جعل داستان شهادت حضرت فاطمه زهرا پرداخت، ابراهيم ابن سيّار نظام رئيس فرقه نظاميه بود». شهرستاني در ملل و نحل[۲۸] و صفدي در الوافي بالوفيات[۲۹] از نظام چنين نقل مي‌كنند كه وي معتقد بود «عمر در روز بيعت چنان ضربه‌اي بر شكم فاطمه كوبيد كه وي جنين را از شكمش فرو انداخت». شهرستاني و صفدي اين مطالب را با هدف بي‌اعتبار جلوه دادن نظام نقل مي‌كنند.[۳۰][۳۱]

به اعتقاد نويسندگان اهل تسنن اين روايات نتيجه تضاد و رقابتي است كه پس از خلفاي راشدين ميان امويان و هاشميان پديد آمده است، «وگرنه فاطمه و علي با ايمان تر، منزه تر و خردمند تر از آن بوده‌اند كه بر خلاف مصالح مسلمانان به پا خيزند ولي با اقدامات عمر و ابابكر حضرات براي بقاي دين حقيقي مجبور به سكوت شدند». اين نويسندگان با ارائه مشاوره‌هاي علي به خلفا معتقد به وجود صميميت بين آنها هستند؛ كه اين مشاوره‌هاي علي فقط براي جلوگيري از بيشتر ضربه زدن آن خلفا و تصحيح اشتباهات آن‌ها بود و علي طبق كتب اهل سنت بارها از آن‌ها برائت جسته بود

ادامهـ مطلبـ
| ۱۵ آبان ۱۳۹۶ | ۰۴:۴۷:۴۸ | مجيد
،

روابط علي و خلفا

برخي نويسندگان شيعه موارد مشاوره علي با خلفا را نشانه رابطه نزديك وي با آنها نمي‌دانند. به عنوان مثال با بررسي ۱۰۷ مورد مشاوره علي با ۳ خليفه قبل از خود به اين نتيجه رسيده‌اند كه در اكثريت موارد مشاوره با علي پس از رجوع به ديگران صورت گرفته است:[۲۵]

    «اين طور نبوده است كه خلفا از آن حضرت به عنوان مشاور و وزير دعوت به شركت در اداره حكومت كنند و آن حضرت نيز بپذيرند و سپس اين مطلب نشاني بر موافقت و همدلي حضرت با خلفا دانسته شود. بلكه خلفا ... مردم را از تدبير و درايت اميرالمؤمنين محروم كردند و آن حضرت در انزواي سياسي و اجتماعي به كشاورزي و حفر چاه مشغول گشتند؛ و اگر گهگاه براي حل مشكلات به سراغ آن حضرت مي‌رفتند از اين جهت بود كه براي بازشدن گره‌ها چاره‌اي جز اين نداشتند.»

ادامهـ مطلبـ
| ۱۵ آبان ۱۳۹۶ | ۰۴:۴۷:۳۲ | مجيد
،

استفاده از واژه وفات به جاي شهادت

ابن شهر آشوب مازندراني در كتاب مناقب آل ابي طالب از كلمه وفات براي تاريخ درگذشت فاطمه استفاده مي‌كند. از نظر نويسندگان شيعه اين مسئله منافاتي با اعتقاد ابن شهر آشوب مبني بر به قتل رسيدن و شهادت فاطمه ندارد. زيرا به گفته آنها ابن شهر آشوب براي تاريخ به قتل رسيدن علي ابن ابي طالب هم از كلمه وفات استفاده نموده است. علاوه بر اين آنها به اين مسئله اشاره مي‌كنند كه ابن شهر آشوب در جايي از كتابش به قتل حسن مجتبي در اثر مسموم شدن اشاره كرده و در جايي ديگر از كلمه وفات براي وي استفاده نموده است

ادامهـ مطلبـ
| ۱۵ آبان ۱۳۹۶ | ۰۴:۴۷:۱۲ | مجيد
،

اختلاف در سرنوشت محسن در متون قديمي اهل سنت و اتّهام تحريف

در متون تاريخي اهل سنت بعضاً نظرات متفاوتي در مورد چگونگي درگذشت محسن پسر علي آمده است. به عنوان مثال ابن صباق مالكي (متوفاي سال ۸۵۵) و صفوري شافعي (متوفاي سال ۸۹۴) مي‌نويسند محسن سقط شده بود. حال آنكه ابن هضم اندلسي (متوفاي سال ۴۵۶) و بدخشاني (متوفاي سال ۱۱۲۶) معتقد به درگذشت محسن پس از تولد و در شيرخوارگي هستند.[۱۹] به علاوه نويسندگان شيعه به اشاراتي در مورد جزئيات رويداد خانه فاطمه در برخي كتاب‌هاي قديمي اهل سنت استناد مي‌كنند كه از نظر آنها نشان از تغيير و تحريف دارد. به عنوان مثال ابن شهر آشوب مازندراني (متوفاي سال ۵۸۸) در «مناقب آل ابي طالب» و گنجي شافعي (متوفاي سال ۶۵۸) در كتاب «كفايه الطالب» از ابن قتيبه دينوري نقل مي‌كنند كه نام برده در كتاب «المعارف» خود مرگ محسن را بر اثر سقط شدن و مربوط به ضربه سنگين قنفذ مي‌داند. حال آنكه در چاپ‌هاي امروزي كتاب المعارف دينوري اثري از اين موضوع نيست و صرفاً گفته شده محسن در كودكي درگذشته است.[۲۰] همچنين ابن ابي الحديد معتزلي (متوفاي سال ۶۵۶) در كتاب «شرح نهج البلاغه» به نقل از كتاب «مروج الذّهب» تأليف مسعودي (متوفاي سال ۳۴۶) به ماجراي تهديد به آتش زدن خانه فاطمه اشاره مي‌كند. اما در برخي چاپ‌هاي امروزي كتاب مسعودي نام خليفه دوم به عنوان عامل اصلي حذف شده و ماجرا با صيغه مجهول تعريف شده است.[۲۱] به علاوه صفوري شافعي (متوفاي سال ۸۹۴) در كتابش به نام «المحاسن المجتمعه في الخلفا الاربعه» سقط شدن محسن را از كتاب «الاستيعاب» تأليف ابن عبدالبر (متوفاي سال ۴۶۳) نقل مي‌نمايد در حالي كه در چاپ‌هاي فعلي از كتاب الاستيعاب نشاني از آن يافت نمي‌شود

ادامهـ مطلبـ
| ۱۵ آبان ۱۳۹۶ | ۰۴:۴۶:۵۶ | مجيد
،

پيشينه

بسياري از نويسندگان مشهور شيعه در طول تاريخ به درگيري فيزيكي يا سقط جنين (محسن) در روز رويداد خانه فاطمه معتقد بوده‌اند. از جمله آنها مي‌توان به شيخ صدوق (متوفاي سال ۳۸۱)، سيد مرتضي (متوفاي سال ۴۳۶)، شيخ طوسي (متوفاي سال ۴۶۰)، علامه حلي (متوفاي سال ۷۲۶) و عياشي (متوفاي سال ۳۲۰) اشاره كرد.[۱۳][۱۴] به شهادت قاضي عبدالجبار نويسنده اهل سنت (متوفاي سال ۴۱۵) اين اعتقاد شيعيان ناشي از حديثي منسوب به جعفر صادق است.[۱۵] ابن قولويه (متوفاي سال ۳۵۷) در كامل الزيارات حديثي از جعفر صادق نقل مي‌كند كه در آن جبرئيل به پيامبر اسلام در مورد آينده اهل بيت وي خبر مي‌دهد. در اين حديث از ضرب و شتم فاطمه در حالي كه باردار است و سقط جنين و مرگ او به خاطر جراحت وارده سخن رانده مي‌شود.

نويسندگان شيعه همچنين به حديثي از پيامبر اسلام استناد مي‌كنند كه در كتاب «فرائد السمطين»[۱۷] نوشته صدرالدين جويني، فقيه اهل سنّت آمده است. در اين حديث پيامبر اسلام با ذكر اوصاف دختر خود فاطمه خبر از آينده وي مي‌دهد كه در آن «اهانت، وارد خانه اش شده و حرمتش هتك گرديده و حقّش غصب شده و ارثش گرفته شده است. پهلويش شكسته و جنينش سقط شده است.» در اين حديث از فاطمه با عنوان «مقتول» ياد شده است

ادامهـ مطلبـ
| ۱۵ آبان ۱۳۹۶ | ۰۴:۴۶:۳۹ | مجيد
،

ديدگاه شيعه

منابع و نويسندگان شيعه مانند روحانيان و مراجعي مانند بروجردي، روحاني، شاهرودي و حسين خراساني معتقدند كه فاطمه در اثر صدمات و جراحات وارده كه در حين رويداد خانه فاطمه اتفاق افتاد و منجر به شكستگي پهلو و سقط جنين وي گرديد، كشته شده‌است. در عين حال اين نويسندگان بر اين نظر دارند كه فاطمه بين ۷۵ تا ۹۵ روز پس از وفات محمد درگذشته‌است.[۵][۶][۷][۸][۹][۹][۱۰]

سيد جعفر شهيدي، نويسنده شيعه، تهديد به آتش زدن توسط عمر را در رويداد خانه فاطمه تأييد مي‌كند. از نظر او با توجه به اينكه شيعيان يا دسته‌هاي سياسي موافق آنها در سنين اول هجرت نيرويي نداشته‌اند، جعل روايات مربوط به اين رويداد ناممكن مي‌نمايد. به علاوه او بيان مي‌دارد كه برخي از اين روايات در نوشتارهاي مغرب اسلامي (اندلس) هم آمده‌است. اما در مورد اينكه «آيا بازوي دختر پيغمبر را با تازيانه آزرده‌اند»، يا «مي‌خواسته‌اند با زور به درون خانه راه يابند و او كه پشت در بوده‌است، صدمه ديده» مي‌نويسد «در آن گير و دارها ممكن است چنين حادثه‌هايي رخ داده باشد».[۱۱]

مرتضي مطهري وصيت فاطمه به علي در دفن وي در هنگام شب را سياستي براي ممانعت از حضور كساني در مراسم تدفين مي‌داند كه به گفته مطهّري دشمنان فاطمه بودند:

    «علي جان! خودت مرا غسل بده و تجهيز و دفن كن. شب مرا دفن كن، نمي‌خواهم كساني كه به من ظلم كرده‌اند در تشييع جنازه من شركت كنند.» تاريخ كارش هميشه لوث است. افرادي جنايتي را مرتكب مي‌شوند و بعد خودشان در قيافه يك دلسوز ظاهر مي‌شوند براي اينكه تاريخ را لوث بكنند، عين كاري كه مأمون كرد: امام رضا را شهيد مي‌كند، بعد خودش بيش از همه مشت به سرش مي‌زند و فرياد مي‌كند و مرثيه‌سرايي مي‌نمايد، و لهذا تاريخ را در ابهام باقي گذاشته كه عده‌اي نمي‌توانند باور كنند كه مأمون بوده‌است كه امام رضا را شهيد كرده‌است. اين لوث تاريخ است. زهرا براي اينكه تاريخ لوث نشود فرمود مرا شب دفن كن. لااقل اين علامت استفهام در تاريخ بماند: پيغمبر يك دختر كه بيشتر نداشت، چرا بايد اين يك دختر شبانه دفن بشود و چرا بايد قبرش مجهول بماند؟! اين بزرگترين سياستي است كه زهراي مرضيه اعمال كرد كه اين در را به روي تاريخ باز بگذارد..

ادامهـ مطلبـ
| ۱۵ آبان ۱۳۹۶ | ۰۴:۴۶:۱۶ | مجيد
،

ابهامات

بگفتهٔ قول غالب، وفات او در آرامش بود. او خودش را با كمك همسرش شستشو مي‌دهد و در آرامش به استقبال وفات مي‌رود. اما اين در تضاد با روايتي است كه در منابعي مانند يعقوبي آمده‌است. اين منابع چنين مي‌گويند كه زنان قريش و همسران محمد به ديدن فاطمه مي‌آيند. اما فاطمه به اسما بيوه جعفر ابن ابي طالب، مي‌گويد كه از ورود آنان جلوگيري كنند. زيرا فاطمه در وضع بسيار بدي بود و در اثر بيماري بسيار نحيف شده بود. به مانند ساير اتفاقات زندگي خصوصي فاطمه وفات او نيز در هاله‌اي از ابهام است. به گفته دانشنامهٔ اسلام اكثريت منابع اوليه تدفين فاطمه را شبانه، مخفي و بدون حضور ابوبكر و عمر مي‌دانند. اما نقل قول‌هايي نيز وجود دارد كه ابوبكر در مراسم تدفين حضور داشته و نماز ميت را او بر فاطمه خوانده‌است. تقريباً تمام منابع موافق هستند كه فاطمه در قبرستان بقيع دفن شده‌است و به نوشته دانشنامهٔ اسلامي بعضي منابع محل قبر را نيز مشخص مي‌كنند. به نوشته اين منابع محل دفن فاطمه در كنار مسجد رقيه (نام زني كه مسجد را بنا كرده‌است) در گوشه‌دار عقيل (برادر علي)، به فاصلهٔ هفت ذراع از خيابان است. اما طبق گفته ساير منابع بعد از دفن يا مدتي بعد از آن ديگر محل دفن نامعلوم بود. المسعودي مي‌نويسد كه مقبره‌اي وجود داشته‌است كه در كتيبه موجود در آن مقبره، نام فاطمه و سه نفر ديگر از خاندان علي به عنوان صاحبان مقبره نوشته شده بود (مسعودي تنها كسي است كه چنين جزئياتي را بيان مي‌كند). اما المقدسي مقبرهٔ فاطمه را در فهرست مكان‌هايي قرار مي‌دهد كه در مورد آن اختلاف نظر وجود دارد اما محتمل است كه فاطمه «في الحجره» دفن شده باشد

ادامهـ مطلبـ
| ۱۵ آبان ۱۳۹۶ | ۰۴:۴۵:۵۹ | مجيد
،

پيشينه

به نوشته ويلفرد مادلونگ پس از واقعه سقيفه و انتخاب ابوبكر بعنوان جانشين محمد، وضعيت خليفه در ابتدا بسيار ناپايدار بود و اين صرفاً به خاطر سرباززدن قبايل نبود. عمر در مدينه با كمك برخي از افراد قبيله اوس كنترل خيابان‌ها را بر عهده گرفت و مسوول بيعت ستاندن از مردم شد. زبير به همراه جمعي از مهاجرين در خانه فاطمه بود. عمر تهديد كرد كه خانه را به آتش مي‌كشد مگر آنكه آنها بيرون آيند و با ابوبكر بيعت كنند. زبير با شمشير در دست بيرون آمد؛ ولي لغزيد و شمشير را از دست داد و همراهان عمر بر روي او افتادند و او را دستگير كردند يا به قول طبري شمشير او را قبضه كردند. استفاده از زور در مورد زبير تنها موردي بوده است كه منابع اشاره كرده‌اند. شواهدي وجود دارد كه خانه فاطمه مورد تفتيش قرار گرفت. گفته مي‌شود كه علي بعدها بارها گفته بود كه اگر چهل مرد همراه خود داشت او مقاومت مي‌كرد. به گفته مادلونگ گزارش‌هاي نادر از كاربرد زور عليه بني‌هاشم را احتمالاً بايد مردود دانست و تهديد به استفاده از زور معمولاً براي بيعت گرفتن از كساني كه متمايل نبودند كافي بود. به گفته وي بدون شك ابوبكر داناتر از آن بود كه عليه بني‌هاشم به زور متوسل شود. زيرا اين كار حس اتحاد بين خاندان عبدالمناف را برمي‌انگيخت؛ گروهي كه ابوبكر به رضايت آنها نياز داشت. سياست ابوبكر انزواي بني‌هاشم تا حد ممكن بود و در نهايت بني هاشم كه خود را در شرايطي مشابه محاصره اقتصادي شعب ابي طالب مي‌ديدند بعد از شش ماه (به همراه علي) با ابوبكر بيعت كردند.[۲] به گفتهٔ دنيس صوفي، روايتِ طبري از گفته ابوبكر در بستر مرگ «كاش خانهٔ فاطمه را، اگر هم به قصد جنگ بسته بودند، برنگشوده بودم» به طور تلويحي به اين معناست كه خانهٔ فاطمه ممكن بوده به زور باز شده باشد.[۳] وي مي‌افزايد احاديثي كه بر دخيل بودن فاطمه در رويدادهاي پس از مرگ پيامبر دلالت دارند، با وجود جانبدارانه بودنشان حاوي مقداري حقيقت هستند. به اين دليل كه اهل سنّت نتوانستند به طور كامل آنچه را كه به وضوح براي بازسازي تاريخشان زيان‌آور بود محو كنند: اين مسئله كه فاطمه با ابوبكر بر سر ضبط خلافت و املاك پيامبر دعوا داشته است، اينكه فاطمه هيچ‌گاه او را به خاطر كارهايش نبخشيد، و اينكه مرگ او براي مدتي (احتمالاً به خواست خود فاطمه) مخفي نگاه داشته شد تا مانع سرپرستي ابوبكر از مراسم كفن و دفن فاطمه شود. چيزي كه در اين مورد كنايه‌آميز است، اين است كه اين پنجره كوچك به شخصيت فاطمه توسط اهل سنّت ناديده گرفته شده يا كوچك شمرده شده ولي توسط شيعيان بزرگ شده و بيش از اندازه روي آن تأكيد شده است

ادامهـ مطلبـ
| ۱۵ آبان ۱۳۹۶ | ۰۴:۴۵:۴۲ | مجيد
،

ديدگاه شرق شناسان

پس از حجة الوداع محمد به فاطمه گفت كه وي اولين نفر از خانواده‌اش است كه پس از وفات به وي ملحق خواهد شد. محمد چند روز پس از آن درگذشت؛ فاطمه بسيار غم زده گشت و پس از مدتي درگذشت. بعضي منابع اوليه چنين مي‌نمايد كه در پايان عُمْر، او با ابوبكر كه تقاضاي عيادت او را داشته‌است، آشتي مي‌كند. اما اكثريت منابع چنين مي‌نويسند كه او تا پايان عُمْر، از ابوبكر عصباني بود؛ به گفته دانشنامه اسلام فاطمه ۶ ماه پس از وفات پدرش درگذشت.

ادامهـ مطلبـ
| ۱۵ آبان ۱۳۹۶ | ۰۴:۴۵:۲۷ | مجيد
،

مرگ فاطمه زهرا

علل مرگ فاطمه زهرا از ديرباز مورد اختلاف شيعه و سني بوده است.

ادامهـ مطلبـ
| ۱۵ آبان ۱۳۹۶ | ۰۴:۴۵:۱۰ | مجيد
،
مرگ فاطمه الزهرا
نام عنوان 。。。

با شرح مختصر 。。。

NEW

جستجوگر

درباره ما

رمزینه بارکد


آمار

افراد آنلاين : 1
بازديد امروز : 1
بازديد ديروز : 0
بازديد كل : 45

↑ برو بالا

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان